سريال عاشقانه در شبکه نمايش خانگي

 

بلافاصله در دو دقیقه اول سریال، با روایتی از یک خیانت روبرو می شویم. این تم، در دل داستانی موازی از سه دوست روایت می شود. رضا، سهیل و پیمان، سه دوست هستند که به نوعی نسبت فامیلی نیز دارند و غیر از آن، در یک شرکت مجلل اما ظاهرا نه چندان موفق تبلیغاتی نیز، شریک و همکار هستند. زندگی این سه دوست، تفاوت ها و جذابیت هایی دارد که قرار است، دستمایه داستان سریال باشند.

سريال عاشقانه
سريال عاشقانه

سريال عاشقانه، با عبور از حواشي و فراز و نشيب هاي هفته هاي ابتدايي اش، اين روزها به طور منظم توزيع مي شود، داستانش به اوج حساسيت رسيده و مخاطبان زيادي پيدا کرده است.اما به نظر مي رسد برخي ضعف هاي جدي در محتواي فرهنگي و اجتماعي عاشقانه تحت الشعاع موارد پيش پا افتاده تري مثل نحوه توزيع، فروش اينترنتي، دانلود غيرقانوني و… قرار گرفته و از نظرها پنهان مانده است. در اينجا قصد داريم عاشقانه را، از چند نظر، مورد نقد و بررسي قرار دهيم. ترديدي نيست که سود مالي امري بسيار حائز اهميت است، اما سود مالي حاصل از توليد فيلم و سريال هم درست مانند کسب سود ديگر مشاغل است و از يک الگوي کلي اخلاقي پيروي مي کند: درآمد کسب مي کنيم، اما نه به هر قيمتي.

 

 

سريال عاشقانه

نمايش خانگي سريال عاشقانه و بررسي اين فيلم

اين که سريال عاشقانه هم مانند ديگر آثار شبکه نمايش خانگي، درصدد کسب درآمد و سود بيشتر براي عواملش باشد، امري طبيعي و قابل قبول است؛ اما روشن است که استقبال مردمي، کسب سود اقتصادي و افزايش آمار فروش نمي تواند تنها ملاک موفقيت يک اثر در شبکه نمايش خانگي تلقي شود.

طي هفته هاي اخير، فروش خوب و استقبال گسترده مردم از عاشقانه، طرفداران شبکه نمايش خانگي را به وجد آورده است؛ به طوري که گويا عده اي از صاحب نظران اين حوزه، فروش و رونق اقتصادي اين شبکه را براي تحقق رسالت فرهنگي اين رسانه مستقل کافي مي دانند و آمار فروش را ملاک کيفيت محتوا قلمداد مي کنند. با اين حال، لازم است عاشقانه به دقت بررسي و روشن شود که چه عواملي بر استقبال از آن تاثير گذاشته اند.

 

مزایا و معایب فیلمنامه

حال بد نیست به این بپردازیم که این دو نفر در پی افکندن نظم دراماتیک فیلم‌نامه این سریال، چه فرآیندی را طی کرده‌اند. آنچه در نگاه اول و با دیدن همین دو قسمت از سریال با آن روبرو هستیم، این است که زیاد قرار نیست نوآوری و خلاقیت در ایده یا حتی پردازش دراماتیک در این سریال ببینیم. در همان قسمت اول نیز، پی‌رنگ‌های موازی ایجادشده، کلیشه‌های رایجی بودند که در بسیاری از آثار دراماتیک نمونه‌های متعددی دارند.

 

از نظر هنري

چند ماه قبل، حضور بازيگري در برنامه دورهمي و اين اظهارنظر او که «مردم خواهان تماشاي بازيگران خوش تيپ و چيزهايي هستند که در زندگي روزمره نمي بينند»، جنجال آفرين شد.
سريال عاشقانه به وضوح بر اساس همين نظرات آقاي بازيگر تهيه شده و از فضاي رئال کاملا دور است. فضاي اين سريال به معناي واقعي لاکچري است و مهم ترين نقاط تمرکز سازندگانش را مي توان گريم و چهره بازيگران، طراحي صحنه و طراحي لباس دانست. حضور پرتعداد ستارگان سينما و تلويزيون با لباس هاي زيبا در خانه هاي آنچناني و سوار بر ماشين هاي گران قيمت، از عاشقانه يک سريال خوش آب و رنگ ساخته و در عين حال ديگر زيبايي هاي فني و هنري را قرباني کرده است.
بازي هاي ستارگان اين سريال عمدتا از سطح هميشگي شان ضعيف تر است و حتي در بازي بازيگري مثل ساره بيات هم هيچ نشاني از آن ساره بيات «جدايي نادر از سيمين» ديده نمي شود.
تنها نقطه قوت بازي هاي عاشقانه را شايد بتوان بازي هومن سيدي دانست؛ و البته ناگفته پيداست که بخش عمده جذابيت اين کاراکتر براي مخاطب، به خاطر رفتارهاي خارج از عرف و ديالوگ هاي زننده اي است که برايش در نظر گرفته شده.

 

از نظر باورپذيري

به وضوح مي توان گفت که فضاي عاشقانه از جهات مختلف غيرواقعي و سرشار از تخيلات بي مورد است. از جهت اقتصادي، شکل زندگي شخصيت هاي سريال با مشکلات مالي شان تقريبا هيچ تناسبي ندارد. شخصیتی که که خودروي حدودا 150ميليوني سوار مي شود و صاحب شرکتي با ظاهري بسيار عالي است، در پاسخ به تقاضاي وام 110 ميليوني همکار و دوست صميمي اش که نگران زنداني شدن است، بي پولي و اوضاع نابسامان اقتصادي را مطرح مي کند. شخصيت ديگري که خانه مجردي دوبلکس دارد و در يک شرکت تبليغاتي مشغول است، به خاطر 200ميليون حاضر به گول زدن خواهرش و تن دادن به ازدواجي است که تمايلي به آن ندارد و از همه جالب تر اين که در موقعيتي ديگر، هيچ يک از شخصيت هاي سريال توان تهيه يک سند ساده براي وثيقه را ندارند تا مجبور شوند دست به دامان شخصیت منفی داستان بشوند.

قاتلي که ساعتش را بالاي سر مقتول جامي گذارد، دختري که پس از تلکه کردن و ترک يک پيرمرد پولدار، دست و پايش را با طناب به تخت مي بندد و ده ها مورد مشابه ديگر، همگي افراط هاي عاشقانه براي جذب مخاطب عمدتا زير 20 سال است؛ حتي به قيمت از بين بردن ارزش هاي هنري.

 

 از نظر فرهنگي و اجتماعي

با کمال تاسف عاشقانه را مي توان يک اثر آسيب زا و نامناسب فرهنگي براي جامعه جوان ايران دانست. نمايش انواع رفتارها و روابط نامتعارف زماني اسفناک خواهد بود که به جاي نشان دادن آسيب هاي اجتماعي و فرهنگي شان، رفتارهايي مثبت معرفي شوند؛ به طوري که مخاطب کم سن وسال تر را به تحسين آن رفتارها برانگيزد. نمونه هاي اين روش نادرست در سريال فراوان يافت مي شود.

مردي که تحت تاثير احساسات کور، زير بار مهريه سنگين رفته و پرداخت مبلغي را متعهد شده که از توانش خارج است، خودش را عاشقي معرفي مي کند که از معامله کردن اجتناب کرده است و اين رفتار بي منطق ناگهان به ارزش مبدل مي شود. زماني که مخاطب با موقعيت پنهان شدن يک مرد غريبه در دستشويي خانه زن مطلقه اي مواجه مي شود، سريال او را بدين سمت هدايت مي کند که اين رفتار را يک ارتباط اجتماعي عادي تلقي کند و لابد هرکس فکر بدي بکند، ذهنش بيمار است.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here